خرید بک لینک

سلام جان جانمان

:))) اوه اقای همسر احتمالا این نامه از اون نامه هاست که تو نمی خونی

آخه کی ساعت 5 و دوازده دقیقه بیداره :)))

عزیزم به نظرم حالا می تونم در نبودت در این ساعت پر خواب حسابی با نبودت معاشرت کلامی داشته باشم :))

عزیزم

مدتهاست که برات می نویسم

می دونم اینکار عجیبه

اما خوببببببببب

همه ما ادما منحصر بفردیم و کارهامون خاص خودمونه.

عزیزم

مرد غرق خواب من

مدتهاست که نوشتم

از دنیای مجردیم

از دنیای خودم

اینکه چقدر بودن در کنار همسر, دوست, و بهترین همدمم که تو باشی برام لذت بخشه

این مدت بارها دلم همچین خورده خاکشیر شد. از فاصله های بینمون

از نبودمون کنار هم

دلم خواست باشی و باشم

:))) عزیزم

بعضی روزها با خودم می گم این مرد کاغذی به رنگ جوهرکلماتی که نگاشته ام چقدر این مدت مونس ام بود در تمام نبودن هامون کنار هم

تمام نبودنت ها در کنار مرد موفرفری ام سپری شد.

با خودم مبارزه کردم

خواستم که تو باشی

دل کندم از بودن بی مفهوم در کنار ادمهای دیگه

که خیال همسری ندارن اما خیال پوچ بسیار

هیچ دلتنگی باور نکردم غیر دلتنگی های بین خودمون

و هنوز منتظرم که این انتظار برامون به سر بیاد.

دوستت دارم عزیزم :***

صبحت بخیر ;*****

برچسب: عزیزم, نویسنده: مریم جعفری تاريخ: جمعه 17 شهريور 1396 ساعت: 7:05

صفحه بندی