خرید بک لینک

سلام نفسم

امروز ساعت پنج صبح بلند شدم و رفتم سراغ وبلاگم ,تا مثل همیشه برات بنویسم

اما دو خط بیشتر ننوشتم که طاقتم طاق شد و دیگه ننوشتم.

:))) باید اعتراف کنم از زور خواب داشتم می مردم.

بدنم خواب احتیاج داشت خوبببب

رفتم لا لا کردم و عشق نویسی ام رو گذاشتم برای بعددد :))****

عزیزم, مرد زندگی من

می دونم که باید واقعیت زندگی رو قبول کنم

خوب زندگی ادامه داره و من دنبال سهم بیشتری از لذت های کوچیک زندگی هستم.

امروز اش جو پختم

عالی شده بود :)))

راستی یه دبه شور هم انداختم

این فصل سال مغازه, گل کلم اورده بود

:))) منم عین یک کدبانوی نمونه گل کلم خریدم و دو تا دبه ترشی و یک دبه شور درست کردم. :)

می دونی عشقم وقتی داشتم ترشی و شور درست می کردم مدل به مدل در ذهنم ترشی درست می کردم برای خونه مان . عجب ترشی های هم شده بود

از کارهام خندم می گیره عین زنهای نسل قبل درست عین مادرهامون شدم. ترشی می ندازم.

اش و سوپ درجه یک درست می کنم.

رب انار می گیرم :)))

می دونی عزیزم من عاشق کارهای منزلم

دلم یه خونه می خواد همراه با مرد خونه :****

مرد خونه من هر جا هستی

سرت سلامت :****

شبت بخیر نازنینم :******

برچسب: نویسنده: مریم جعفری تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1396 ساعت: 2:12

صفحه بندی