خرید بک لینک

عزیزم الان نصف شبه و من باز بی خوابی به سرم زده.

نمی دونم حالم خوب میشه یا نه?

بیماری رو همه می گیرن و منم مثل همه.

فقط اینکه یادم رفته بود منم می تونم مریض بشم.

:))) عزیزم 

کمتر میام باهات حرف میزنم.

این روزا بیشتر با خدای خودم حرف میزنم تا با تو :))

حرف زدن با خدا ارومم می کنه اما امان از حرف زدن با تو :))

با تو که حرف میزنم دلم آشوبستان می شه. 

دلم آغوشت می خواد . کلامت رو می خواد و بهتر از همه وصالت رو می خواد.

می ترسم خیلی زود دیر بشه.

دیر بشه و من و تو بهم نرسیم.

:)) خدایا شکرت ....... بین من و همسرم فاصله هاست.

نمی دونم از چه نوع فاصله ای دارم حرف میزنم از زمان یا مکان ???

همسر عزیزم 

من دختر عجیبی ام

اونقدر خام و بچه ام که فکر می کنن این نامه ها روزی بدستت می رسه. اینقدر خامم که فکر می کنم امید معجزه می کنه. و دست از تلاش بر نمی دارم.

من از این سکوتی که بینمان هست چی می خوام???


بعضی اوقات فقط بی تاب کلامی هستم که بینمان رد و بدل بشه. :)))

فقط دلم می خواد صدام رو بشنوی

صدام رو می شنوی????

الان بیشتر از هر چیز دلم می خواد فرصتی برای رسیدن به هم رو داشته باشیم :)))

مرد من 

مرد من

مرد من

یعنی عشق و دوستی ما اون کیفیتی را داره که اگر ده سال قبل بهم می رسیدم تجربه اش می کردیم.

من با عشق تو جوان می شم.

و تو با عشق من جوانی می کنی.

:))) 



خدایا همسری من, صبور و آقا و با شخصیت باشه.


می بوسمت عشق من :***


برچسب: نویسنده: مریم جعفری تاريخ: سه شنبه 1 فروردين 1396 ساعت: 22:09

صفحه بندی